تبلیغات

خلاصه قسمت ششم (6) امپراطوری بادها (جومونگ 2 دو)
تو قسمت قبل دیدید كه هامیونگ تصمیم گرفت شاه تسو رو بكشه و به مرز رفتن و اكنون ادامه ی ماجرا.
اون شب هامیونگ با موهیول گپ زدند و هامیونگ به موهیول گفت خشم ادمو قوی می كنه اما یه چیزی هست كه قوی تر از خشم است و خودت باید اونو بفهمی
( دائه موسین) فرزند شاه یوری(نوه جومونگ)
پادشاه دائموسین (44-18 میلادی)، سومین امپراطور گوگوریو ، شمالی ترین در میان سه امپراطوری کره ، بود. پادشاه دائموسین ، به زودی گوگوریو را به سمت یک دوره توسعه ارضی بزرگ ، تسخیر چندین کشور کوچک و امپراطوری قدرتمند بویو(دانگ بویو)، سوق داد.

Park Jeong-Hak


خلاصه قسمت 5 امپراطوری بادها
قسمت قبل دیدید كه موهیول و هامیونگ برای جاسوسی به بویو اومدند و موهیول اونجا یون رو دید ولی وقتی اومد خودشون به یون نشون بده سربازا اومدن و یون هم رفت-موهیول فكر كرد كه دستگیرش كردند و دنبالش راه افتاد.و به جون سربازا افتاد و حسابشون رو رسید و یون رو برداشت و فرار كرد
اما وقتی اومد به یون بگه كه خوبی یون یه چك گذاشت تو گوشش و بعد هم با بی اعتنایی رفت
موهیول هم كه نگرفته بود چی شده و به خودش بود كه یكدفعه سربازا دنبالش گذاشتن و بعد از یك تعقیب و گریز گرفتنش راستی اینو بدونید که یون دختر وساجا { وزیر تسو }هست
خوب برگردیم سراغ موهیول كه تو زندانه و با یه زندانی بدحال رو برو میشه اون یارو هم خرش رو میگره و یه چیزی بهش میده و میگه اینو به یه بازرگان تو بویو بده و بعدش هم میمیره
|
بانو هی آپ (استاد نقاش) |
پرنسس یون
|

حاضر جوابی برنارد شاو
» روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود
رفت و گفت: آقای شاو! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا
قحطی افتاده است!
برنارد شاو هم سریع جواب می دهد: بله! من هم هر وقت شما را می بینم
فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید! 
************************************************
» روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید: «شما برای چه
می نویسید استاد؟»
برنارد شاو جواب داد: «برای یک لقمه نان»
نویسنده جوان بر آشفت که: «متاسفم! بر خلاف شما من برای فرهنگ می نویسم!»
و برنارد شاو گفت: «عیبی نداره پسرم، هر کدام از ما برای چیزی می نویسیم که نداریم!» 

سریو خواهر موهیول
بیوگرافی و عکس در ادامه مطلب
پرنده سه پا

جومونگ و بچه تپلو



